مرتضى راوندى

259

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ندارد ترتيب فرض كنم . 4 - در هر مقام شمارهء امور و استقصا را چنان كامل كنم و بازديد مسائل را به‌اندازه‌يى كلى سازم كه مطمئن باشم چيزى فروگذار نشده است . « 1 » از آنچه گذشت مىتوان كمابيش به تشابه و هم‌آهنگى افكار و انديشه‌هاى دكارت و غزالى پى برد . فلسفه در عصر غزالى « پيش گفتيم و باز يادآور مىشويم كه فلسفه استدلالى با دين تعبّدى و عقايد تلقينى از ديرباز ناسازگار بوده است اختلاف ارباب مذاهب با فلاسفه در هر ملت و كيش كم‌وبيش وجود داشته است . شرح‌حال فلاسفهء قديم يونان و محاكمهء سقراط « 2 » و بسته‌شدن مدارس فلسفى آتن و پناه‌آوردن چند تن از فلاسفه به دربار انوشيروان و نظير اين گونه شواهد را در تاريخ فلسفه مىبينيم . منطق و فلسفه از قرن دوم هجرى داخل معارف اسلامى گرديد و نخستين‌بار ابن مقفّع كتابى را در منطق از پهلوى به عربى ترجمه و منتشر نمود و بعضى خلفاى عبّاسى در دورهء اوّل ، مخصوصا مأمون در نقل و ترجمهء كتب منطق و فلسفه از زبان يونانى و پهلوى و غيره به زبان عربى اهتمامى به‌سزا كرده ، علوم عقلى را در دسترس دانشمندان قرار دادند . چيزى نگذشت كه اين علوم هم در جزو ديگر معارف اسلامى رواج و پيشرفتى شگفت‌آور گرفت . تحصيل فلسفهء نظرى از عهد مأمون شيوع يافت و در قرن سوم علماى بزرگ مانند يعقوب بن اسحق كندى « 3 » و ابن راوندى « 4 » در ميان مسلمين ظاهر گشتند . در نيمهء اول سدهء چهارم نابغهء مشهور ابو نصر فارابى ( متوفّى 339 ) ظهور كرد و فلسفه را با اسلوب فكر و روش مطبوع خويش رونقى به‌سزا داد . در اين قرن گروهى از دانشمندان بزرگ همچون ابو سليمان سيستانى و جمعى از شاگردان و معاصرانش كه نام بعضى از آنها را در كتاب مقابسات ابو حيّان توحيدى مىبينيم و نمودارى از افكار و عقايد و طرز مباحثات علمى ايشان را در همان كتاب مىخوانيم ظهور كردند ، در همين قرن جمعيت اخوان الصفا

--> ( 1 ) . لغتنامه دهخدا ، حرف « د ص 72 ، ( ستون وسط ) . ( 2 ) . رجوع شود به كتاب حكمت سقراط نگارش و ترجمهء فروغى ( ذكاء الملك ) . ( 3 ) . براى مطالعه بيشتر رجوع شود به كتاب الفهرست ، ابن النّديم و اخبار الحكماء ابن القفطى و طبقات الاطباء ابن اصيبعه . ( 4 ) . ابو الحسين احمد بن يحيى عقايد مخصوص او را در كتب نقل مىكند . وفاتش بنابر مشهور در سال 245 و به قولى در 250 واقع شده است .